اندیشه‌ای داریم به وسعت ایران

سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1398
25 فروردین 1398
15:08

سد ساختن یا سد نساختن؟ مسئله این است !

به نظر می رسد بهترین کار اجتناب از نگاه صفر وصدی در رابطه با سدسازی در ایران است. طبعا نمی توان خساراتی که به واسطه سدسازی به محیط زیست کشور تحمیل شده را نادیده گرفت اما از سویی دیگر برخی معتقدند همین سدها در هفته های اخیر که بسیاری از استان های کشور راهگشا بوده تاثیر مثبتی بر مصون نگه داشتن شهرها از سیل داشته است.

سلام نو – سرویس اقتصادی: در بسیاری از نقاط دنیا به واسطه فشار گروه های زیست محیطی سدسازی روی بسیاری از رودهای جهان تعطیل شده است. در کشور ما هم در سال های اخیر بحث میان مدافعان و منتقدان سدسازی بالا گرفته است.

به گزارش سلام نو ، در طول شش دهه اخیر سدهای مخزنی بزرگ،  تأثیرات زیست ‌محیطی مخربی بر روی مردم و محیط پیرامونیشان برجای گذاشته اند. برداشتن سد از روی رودخانه Elwha در واشنگتن و همچنین تعطیلی پروژه های سدسازی نشان از آن دارد که مطالبه فعالان محیط زیست در سراسر دنیا به سمت تحقق پیش رفته است.

در بیست سال گذشته به خصوص در دولت محمود احمدی نژاد سدسازی های گسترده نه تنها تقبیح نمی شد بلکه به عنوان دستاوردهای دولت های وقت به مردم ارائه می شد. البته نمی توان این مساله را انکار کرد که نیت بسیاری از مدافعان سدسازی توسعه بوده و هست. با این وجود به نظر می رسد پروژه سدسازی در این دو دهه اخیر با مطالعه و ارزیابی صحیح پیش نرفته است.

اگر سدها در زمان و مکان مناسبی ساخته نشوند نمی توان از آنها به شکلی توسعه محور بهره برد. متاسفانه بسیاری از سدهایی که در ایران ساخته شده همین ویژگی ها را داشته و به تعبیر فرهاد یزدان‌دوست دانشیار مهندسی آب این سدها نه فقط از جهت زیست محیط زیستی بلکه از جهت اجتماعی و اقتصادی نیز اثرات مطلبوبی نداشته است.

شاید بارزترین نمونه و به عبارتی فاجعه بارترین مثالی که برای سدسازی بدون مطالعه بتوان زد سد گتوند باشد. سد گتوند با قرار گرفتن در محلی به شدت نامناسب باعث شد تا با شور شدن خاک منطقه حیات جلگه خوزستان یکی از بزرگترین خاک‌های حاصلخیز ایران با تهدید جدی مواجه شود.

متاسفانه نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورها سدسازی های بی رویه جنبه سیاسی پیدا کرده است. به ویژه در این ماه ها که در کشور ما بحث بحران آب بیش از پیش نمود عینی پیدا کرده است مشکلات زیست محیطی حاصل از نگاه صرفا سیاسی بیشتر مورد واکاوی قرار گرفته است.

واقعیت دردناک این است که ما تاکنون برای سد سازی بسیاری از روستاهای بالا دست و پایین دست را نابود کرده‌ایم و به دلیل اینکه اصولا برنامه‌ریزی صحیحی برای اهالی روستاهایی که زمین‌هایشان نابود شده نداریم ناگزیر بسیاری از مردم روستا به سمت شهرها مهاجرت کردند. این معضل را باید کنار آسیبی که به بخش تولید کشاورزی وارد شده قرار داد.

حبیب الله بی طرف که سابقه مدیریت وزارت نیرو را دارد معتقد است نباید به خاطر برخی مشکلات از عملکرد ۶۰۰ سد دیگر که به ما خدمت کرده اند چشم پوشی کرد. رحیم میدانی، معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا هم تمام قد عملکردها در حوزه سدسازی دفاع کرده و یادآور شده است: کسانی که منتقد سدسازی در ایران هستند، وضعیت طبیعی وجغرافیایی ایران را در نظر نمی‌گیرند، چرا که 47 درصد بارش‌های کشور در فصل زمستان است، اما پیک مصرف ما در تابستان قرار دارد.

به نظر می رسد بهترین کار اجتناب از نگاه صفر و صدی در رابطه با سدسازی در ایران است. طبعا نمی توان خساراتی که به واسطه سدسازی به محیط زیست کشور تحمیل شده را نادیده گرفت اما از سویی دیگر برخی معتقدند همین سدها در هفته های اخیر که بسیاری از استان های کشور راهگشا بوده تاثیر مثبتی بر مصون نگه داشتن شهرها از سیل داشته است.

اصغر محمدی فاضل، رئیس دانشگاه محیط زیست کشور در این باره اظهار کرده است: آن‌قدر که در سدسازی تجربیات منفی داشته‌ایم، تجربیات مثبت نداشته‌ایم و برآیند مجموعه اتفاقاتی که درباره سدسازی در کشور رخ داده است، تجربه خوب و موفقی را نشان نمی‌دهد. معتقدم برای رسیدن به جواب این پرسش بهترین کار این است که برویم و درباره سدهایی که از حدود ٢٠ سال قبل، یعنی از دهه ٧٠ به قبل در کشور ساخته شده‌اند، تحقیق کنیم، چون حداقل باید از ساخت یک سد ٢٠ سالی بگذرد، تا تبعات آن مشخص شود. بر همین مبنا باید سدهای بزرگ کشور را که در طول دو دهه اول بعد از پیروزی انقلاب و دو دهه قبل از پیروزی انقلاب ساخته شده‌اند، بررسی کنیم؛ حتی با وجود اینکه در ساخت بسیاری از این سدها مطالعات و دخالت کارشناسان خارجی هم اثرگذار بوده است، باید برویم و ببینیم درباره این سدها چه تجربه موفقی داشته‌اند.

دیدگاه خود را بنویسید