03 آذر 1397
10:14

جایگاه مغفول مانده آموزش در محیط زیست

واقعیت این است که در دهه های گذشته آن چنان که باید وشاید به بحث آموزش در حوزه های محیط زیستی بها داده نشده است. شاید به این دلیل که محیط زیست هیچ گاه آن چنان که شایسته است اولویت نبوده است. اما با احساس خطری که این روزها در حوزه بحران های زیست محیطی حس کرده ایم تلاش هایی شده تا بحث آموزش در این حوزه جدی تر گرفته شود که این امر به خودی خود اتفاق مثبتی است.

سلام نو - سرویس اجتماعی: فرهنگ حفاظت از محیط زیست در جامعه ما نهادینه نشده است. این یک جمله شاید چکیده بیشتر معضلات محیط زیستی در کشور ما باشد. در عصر کنونی تخریب محیط زیست هیچ دلیلی جز بی توجهی افراد به محیط اطراف و استفاده نامعقول و غیر منطقی از طبیعت ندارد. بدون تردید آموزش می تواند تاثیر قابل توجهی در تقویت فرهنگ زیست محیطی و دستیابی به اهداف توسعه پایدار داشته باشد. قطعا از دلایل شکل نگرفتن فرهنگ محیط زیستی در کشور ما ضعف ما در حوزه آموزش است.

آموزش کودکان و نوجوانان به منظور آشنایی با محیط زیست در مقاطع مختلف تحصیلی و همچنین تقویت روحیه مسئولیت پذیری در حفاظت از منابع طبیعی اگر در کنار ترغیب این گروه سنی برای مطالعه کتاب هایی با محتواهای محیط زیستی قرار بگیرد می تواند کمک موثری به حفظ محیط زیست کند. بهره گیری صحیح از این آموزش ها و تغییر سبک زندگی مردم می تواند هزینه خطرات محیط زیستی که در کمین ماست را تا حد قابل توجهی  کاهش دهد. دستیابی به توسعه پایدار در هر کشوری با آگاهی های عموم مردم آن جامعه ارتباط دارد، لذا آموزش می تواند در این امر بسیار موثر باشد.

آینده محیط زیست در ایران با چالش های زیادی رو برو است و از آن چه گفته می شود در وضعیت بحرانی تری به سر می برد. اگر این روند تغییر اقلیم و کمبود آب کشور به این شیوه ادامه داشته باشد جنگ آب که از گذشته صحبت آن وجود داشته است به شکل ملموس تری جامعه ایران را تهدید خواهد کرد.

در تاریخ تمدن ایران بحث حفاظت از محیط زیست بارها به عنوان یکی از اصول اساسی توسعه ایرانیان مطرح شده است. با این حال در دوره ای که معضل محیط زیست در تمامی کشورهای دنیا فراگیر شده است تفاوت ما با کشورهای توسعه یافته کم کاری در حوزه آموزش های محیط زیستی است. ساختار آموزشی ضعیف  آموزش و پرورش در این حوزه، ضعف دستگاه های تبلیغاتی و رسانه ملی در بحث آموزش و عدم بهره گیری مناسب و شاید هم بها ندادن به ظرفیت های قابل توجه سازمان های مردم نهاد را می توان از عوامل کم کاری در این حوزه دانست.

آموزش محیط زیست در قالب یک کتاب درسی

از سال تحصیلی گذشته طرح آموزش کتاب درسی « انسان و محیط زیست » برای پایه یازدهم اجرایی شد. کتابی که از سال 94 به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش رسیده بود اما دو سالی زمان برد تا پایش به مدارس باز شود. این کتاب با تعامل سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت آموزش و پرورش تهیه شده و فارغ‌التحصیلان رشته‌های زمین‌شناسی، محیط زیست و جغرافیا تدریس آن در مدارس را بر عهده دارند.

اصلی‌ترین مشکلات زیست محیطی ایران یعنی پسماند، تنوع زیستی و گونه‌های جانوری و گیاهی در خطر و تبعات زیست محیطی صنعت گردشگری و همچنین مسائل و مشکلات پیرامون چهار عنصر مهم یعنی آب، خاک، هوا و انرژی از مهم ترین قسمت هایی است که در سر فصل های این کتاب آمده است.

با این حال انتقادات زیادی نسبت به این کتاب مطرح شده که مهمترین آن مرتبط به آموزش آن در پایه یازدهم است. منتقدان معتقدند آموزش به دانش‌آموزان 17 ساله‌ای است که تقریبا شخصیت، عقاید و نگرششان شکل گرفته و سمت و سوی خود را پیدا کرده تاثیری که باید را نداشته و بایست آموزش و پرورش از سنین کمتر و دوران ابتدایی طرحی برای آموزش محیط زیست و جلب کردن توجه کودکان و نوجوانان به اهمیت محیط زیست پی ریزی کند. انتقادی که غیرمنطقی به نظر نمی رسد.

احداث مدارس طبیعت؛ ایده نو در آموزش

ایده مدرسه طبیعت حدود سه دهه است که در کشورهای توسعه یافته اجرایی شده است. در صورتی که در کشور ما این مدارس نوپا هستند. مدرسه طبیعت مهم ترین رسالتش نهادینه کردن توجه به محیط زیست در کودکان است. کودکان 3 تا 12 سال مخاطب مدارس طبیعت هستند. در مدارس طبیعت فرصت تجربه، کشف، تخیل و خیال بافی، همکاری و تعامل و ... فراهم می شود تا کودکان آزادانه حضور در طبیعت را تجربه کنند. در روزهایی که زندگی آپارتمان نشینی در کنار آلودگی شهری سبک زندگی را تغییر داده و عملا بسیاری از ما با طبیعت بیگانه شده ایم مدارس طبیعت فرصتی هستند که با آموزش صحیح  آگاهی های زیست محیطی را در کودکان بالا ببرند تا در نسل جوان بعدی فرهنگ محیط زیستی بیشتر مورد توجه باشد.

محمد درویش، فعال با سابقه محیط زیست و مدیرکل سابق دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست که از پیشگامان اجرا و طرح این ایده بوده است، در این باره می گوید: آموزش‌هایی که داده می‌شود کاملا غیر مستقیم است. لازم است بچه‌ها خودشان کشف کنند، آنقدر بپرسند و کلنجار بروند تا به پاسخ پرسش‌های‌شان برسند. این مدارس زنگ ندارند، دیوار ندارند، آموزش مستقیم و معلم  ندارند، بچه‌ها با لمس طبیعت به خوبی آن را تجربه می‌کنند، خلاقیت‌شان رشد می‌کند و اعتمادبه‌نفس پیدا می‌کنند. هیچ رقابت و مقایسه‌ای وجود ندارد، بچه‌ها این مجال را پیدا می‌کنند خاک را لمس کنند، آب بازی و گل بازی کنند، خاطره خوشی از طبیعت برای‌شان بماند. بچه‌هایی که این‌گونه رشد کنند، عاشق سرزمین‌شان می‌شوند، ‌این افراد در بزرگسالی هیچ‌وقت شیشه خودروی‌شان را برای ریختن زباله پایین نمی‌آورند، این افراد هرگز در برابر رخداد آتش سوزی جنگل‌ها بی‌تفاوت نمی‌مانند، هرگز به سمت حیات وحش‌شان به بهانه تفریح شلیک نمی‌کنند. این افراد می‌توانند برای هموطنان خود و همه ساکنان کره زمین الگو باشند.

جایگاه مغفول مانده آموزش در محیط زیست

واقعیت این است که در دهه های گذشته آن چنان که باید وشاید به بحث آموزش در حوزه های محیط زیستی بها داده نشده است. شاید به این دلیل که محیط زیست هیچ گاه آن چنان که شایسته است اولویت نبوده است. اما با احساس خطری که این روزها در حوزه بحران های زیست محیطی حس کرده ایم تلاش هایی شده تا بحث آموزش در این حوزه جدی تر گرفته شود که این امر به خودی خود اتفاق مثبتی است. بدون تردید با جدی گرفتن بحث آموزش در کنار مدیریت صحیح می توان تا حد زیادی با مخاطرات پیش پای محیط زیست ایران مقابله کرد.
.

دیدگاه خود را بنویسید