اندیشه‌ای داریم به وسعت ایران
یک‌شنبه
یک‌شنبه 24 شهریور 1398
20 تیر 1398 20 تیر 1398
16:02 16:02

اصلاح‌طلبی می‌ماند، اصلاح‌طلبان شاید!

نسبت پیروزی های انتخاباتی به دست آمده با توفیقاتی که انتظار می رفت آن قدر اختلاف داشت که امروز ناامیدی حاصل شده در هواداران اصلاحات منجر به ریزش جدی در بدنه شده است. اصلاح طلبان دیگر ارج و قرب گذشته را ندارند و از همه بدتر اینکه هیچ راهبردی برای آینده اصلاح طلبان مشاهده نمی شود.

سلام نو – سرویس سیاسی : بیش از دو دهه از تولد یک جریان سیاسی موسوم به اصلاحات می گذرد. بسیاری از چپ های خط امامی که مبارزه با امپریالیسم مهم ترین اولویتشان بود و تسخیر سفارت را از افتخارات بزرگشان می دانستند پس از سال 76 و روی کار آمدن دولت سید محمد خاتمی دو خردادی شدند و بیش از آنکه مطابق گذشته دم از گفتمان استکبارستیزی بزنند از گفت و گو با جهان حرف زدند. این چپ های اصلاح طلب شده محور گفتمان خود را آزادی و قانون خواندند.

به گزارش سلام نو، اصلاح طلبان تا یکی دوسال پس از دولت خاتمی دو خردادی خطاب می شدند. دو خردادی هایی که تا چند روز قبل از انتخابات 76 تصور نمی کردند در شرایط آن روز سیاست، قدرت بگیرند با حمایت ویژه مردم به خصوص نسل جوان تلاش کردند تا تغییرات گسترده ای در فضای جامعه به وجود بیاورد. تغییراتی که به باور بسیاری پس از سال 78 ناکامی هایش شروع شد و در سال 84 در سخنرانی معروف رییس جمهور دولت اصلاحات در آخرین روز دانشجوی دولتش که با شعارهای تند دانشجویان همراه بود بیش از پیش نمایان شد.

اصلاح طلبی بعد از دولت اصلاحات

این اما پایان کار نبود اگرچه در انتخابات 84 اصلاح طلبان اقبالی نداشتند اما با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و سیاست های تند و تیزش در قبال جریان چپ، دولت خاتمی برای بسیاری از کسانی که از او دل بریده بودند و شمار فراوانی از هوادارانش که هنوز او را باور داشتند تبدیل به یک آرزو شده بود. دعوت گسترده از وزیر ارشاد دولت موسوی برای حضور در انتخابات سال 88 نیز این مدعا را ثابت می کند.

موانع برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه مدنظر اصلاح طلبان در هشت سالی که به انحای مختلف این جریان سیاسی از قدرت دور بود بیشتر و بیشتر شد. به ویژه بعد از سال 88 فضا به سمتی رفت تا نام و نشان اصلاح طلبان کمرنگ تر از همیشه شود.

انتخابات 92، تولدی دوباره

بعد از تلخی های 88 و ناکامی های پیاپی در انتخابات های گوناگونی که پس از سال 84 برگزار شد انتخابات 92 فرصت خوبی بود تا اصلاح طلبان خود را احیا کنند. تایید صلاحیت معاون اول خاتمی و همچنین دبیرشورای عالی امنیت ملی دولت اصلاحات که البته خود را اصلاح طلب نمی دانست می توانست اصلاح طلبان را نسبت به هشت سال قبل در موقعیت متفاوتی قرار دهد. در نهایت اصلاح طلبان با اجماع بر گزینه غیراصلاح طلبشان که عضو جامعه روحانیت بود با این توجیه که گفتمانش اصلاح طلبانه است و زبان گفت و گو با جریان های سیاسی دیگر را بلد است نقش مهمی در انتخاب حسن روحانی در تصدی ریاست دولت یازدهم داشتند.

انتخابات 96؛ ماه عسل رو به پایان است

به هر شکل بعد از حضور روحانی فضای سیاسی به صورت نسبی باز شد و رسانه های زیادی ایجاد شدند. اصلاح طلبان در  قیاس با گذشته موقعیت بسیار بهتری کسب کرده بودند اما این موقعیت درصدی از آنچه انتظار می رفت هم نبود. روحانی اعتمادی به اصلاح طلبان نداشت و تلاش می کرد تا مهره های خود را پیدا کند. افرادی که پس از انتخابات 96 و پیروزی مجدد روحانی در دولت دوازدهم برخلاف تصور بسیاری در مسئولیت های کلیدی قرار گرفتند. امروز دیگر کسی روحانی را با رییس دفتری همچون واعظی، وزیر کشوری مانند رحمانی فضلی، وزیر علومی که مورد انتقاد اصلاح طلبان است، تیم اقتصادی اش، وزیر ارتباط جوان با آن سابقه اش و ... را منسوب به اصلاح طلبان نمی داند. این را البته شاید بتوان به حساب هوش سیاسی حسن روحانی گذاشت.

چند انتخابات پس از 92 و  افول اصلاح‌طلبان

عملکرد مجلس نهم و شورای چهارم آن قدر بد بود که مردم حتی آنان که کمتر سیاست را دنبال می کردند خواهان تغییرش بودند. در کنار این فضا "تکرار" معروف رییس دولت اصلاحات منجر به رقم زدن یک انتخابات تاریخی برای اصلاح طلبان در شهر تهران شد و هر سی نماینده تهران با اختلاف رای بالا راهی بهارستان شدند. در شهرهای دیگر هم با وجود ردصلاحیت های متعدد لیست اصلاح طلبان موسوم به لیست امید کامیابی قابل قبولی به دست آورد. در شورای شهر پنجم هم با وجود همه نقدها نسبت به انتخاب افراد لیست امید با هزینه دادن اعتبار رهبر جریان اصلاحات با پیروزی به پایان رسید. واقعیت ماجرا این است که نسبت پیروزی های انتخاباتی به دست آمده با توفیقاتی که انتظار می رفت آن قدر اختلاف داشت که امروز ناامیدی حاصل شده در هواداران اصلاحات منجر به ریزش جدی در بدنه شده است. اصلاح طلبان دیگر ارج و قرب گذشته را ندارند و از همه بدتر اینکه هیچ راهبردی برای آینده اصلاح طلبان مشاهده نمی شود.

اصلاح طلبان ناکارآمد شده اند؟

عملکرد دولت اصلاحات به ویژه دولت هشتم در قیاس با باقی دولت ها آن قدر خوب بود که هر ناظر منصفی کارآمدی آن را تایید می کند. اما از فردای انتخابات 92 و نزدیک شدن این جریان به هسته مرکزی قدرت هرچه بیشتر گذشت اصلاح طلبان کارکرد مثبت خود را بیشتر از دست دادند. احمد زیدآبادی معتقد است این کارکرد مثبت توسط اصلاح طلبان منوط به خروج آنها از قدرت و نقش آفرینی تحت عنوان فعال مدنی است. به تعبیری این روزنامه نگار، اصلاح طلبی را در مطالبه گری می بیند که این امر بسیاری از اوقات با حضور در قدرت در تعارض است. علیرضا رجایی دیگر روزنامه نگار منتقد می گوید اصلاح طلبان محافظه کار شده اند و باید از اصلاحات بروکراتیک گذر کرد. او هم دوری از جامعه مدنی را برای اصلاح طلبان یک آفت می داند. محمدرضا تاجیک دیگر فعال سیاسی نزدیک به اصلاح طلبان معتقد است امروز اصلاح طلبی بدون اصلاح طلب داریم. او می گوید کم نیستند کسانی که اصلاح طلبی را نردبانی برای رسیدن به منافع شخصی خود کرده اند.در درون جریان اصلاحات هم عقلای جمع به این نتیجه رسیده اند که ادامه روند کنونی دور شدن از مردم را به همراه خواهد داشت و نهایتا نابودی این گروه سیاسی دور از ذهن نخواهد بود. شاید برای همین است که در ماه های اخیر به کرات کلیدواژه "اصلاح اصلاحات" شنیده می شود و از ایده پارلمان اصلاحات به عنوان راهی برای برون رفت از شرایط فعلی این گروه سیاسی نام برده می شود. هرچند از شواهد و قرائن چیز دیگری می گوید.

اصلاح طلبی می‌ماند، اصلاح طلبان شاید!

اگر اصلاح طلبان از سال 76 به بعد به وجود آمدند، اصلاح طلبی ریشه در تاریخ دارد. حداقل بعد از مشروطه اصلاح گری به عنوان آرمان بسیاری از دغدغه مندان و علاقه مندان نسبت به ایران مطرح بوده است. اگرچه نمی توان منکر این شد که دوم خرداد 76 یک نقطه عطف در جریان اصلاح طلبی بود اما منحصر کردن اصلاحات به اصلاح طلبان پس از دوم خرداد جفا به تاریخ است. بعد از دوم خرداد بارها و بارها معتقدان به جریان اصیل اصلاح طلبی ناامید شده اند که از جمله آن می توان به اتفاقات سال 78،84،88 و رویدادهای پس از انتخابات 96 اشاره کرد. با این همه فراز و نشیب هنوز هم نخبگان جامعه هیچ راهی بهتر از اصلاح طلبی نمی شناسند اما اینکه آیا برای رسیدن به این هدف باید با اصلاح طلبان همراه بود سوالی است که به نظر می رسد با ساختار موجود در این گروه فعلا پاسخ "خیر" باشد.

اخبار مرتبط

icon news

اصلاح‌طلبان نباید پفیوز سیاسی شوند!

یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب اظهار کرد که اگر نیروهای اصلاح‌طلب برای انتخابات مجلس 98 شرط ...

از شخص محوری تا حزب محوری راه زیادی است

فقدان تحزب در کشور ما لطمات زیادی به پیشبرد توسعه سیاسی در کشور زده است. در حال حاضر ...

دیدگاه خود را بنویسید

icon news