اندیشه‌ای داریم به وسعت ایران
سه‌شنبه
سه‌شنبه 21 آبان 1398
01 آبان 1398 01 آبان 1398
09:05 09:05
سلام نو بررسی می کند؛

فیلم امیر درست مثل کاراکترهای بی هویت خود دچار ناتوانی است

امیر فیلمی به کارگردانی و نویسندگی نیما اقلیما و تهیه‌کنندگی سید ضیاء هاشمی که به تعابیری در صورت اکران سینمایی اش در زمره بخش هنر و تجربه قرار می‌گیرد و به گفته کارگردان این فیلم، بازیگران برای حضور در این فیلم، حدود ۹ ماه تمرین داشتند تا بازی آن‌ها با کارهای قبلی متفاوت باشد.

 

سلام نو - سرویس فرهنگ و هنر | مرتضی کوه مسکن : فیلم امیر ساخته نیما اقلیما که اولین فیلم سینمایی وی محسوب می شود که با ریتم کندش شاید عاشقان سینما را هم خسته کند چه برسد به عوام؛ فیلم امیر روایت کننده قصه فردی به نام امیر با بازی میلاد کی‌مرام است که تمام بدبختی‌های اطرافیانش را تحمل می‌کند و همگی به او رجوع می‌کنند، از دوستش علی گرفته که از شهرستان به تهران آمده و علیرغم مشکلات خانوادگی امیر دست به دامن او شده تا نگذارد زن طلاق گرفته‌اش با فرزندشان اردلان به خارج کشور برود تا خود زن علی که در خانه استیجاری امیر به همراه اردلان ( پسر علی ) مخفی شده اند و از او کمک می‌خواهد تا علی را سرعقل بیاورد، خانواده خود امیر نیز دیگر افرادی هستند که امیر باید مشکلاتشان را حل کند، ریما خواهر امیر با بازی سحر دولتشاهی که در آستانه ۳۵ سالگیست و مشکلات روانی حادی دارد و پدر و مادر از دست او عاصی شده‌اند، امیر در طول فیلم با تمام این مشکلات روبرو می‌شود و سعی در حل و فصل کردن آنها به روش خود دارد و ...

فیلم از لحاظ فنی و فرمی چیزی کم ندارد و محتوای آن است که دچار دوگانگی شده و از همین بخش هم ضربه بدی خورده به طوری که نه ریتم دارد، نه قصه و نه پایان؛ در فیلم امیر نه باشخصیت پردازی خاصی روبرو هستیم و نه پیش‌زمینه‌ای از قصه آدم‌هایی که روی پرده می‌بینیم، می‌دانیم و فیلم داستان خاصی هم ندارد.

سبک مینی‌مالی که کارگردان برای ساخت فیلم خود در نظر گرفته این اجازه را به فیلمنامه می‌دهد که عمده داستان را حذف کند و به جزئی گویی نپردازد و اشاراتی کلی به قصه دارد، اما مینی‌مال بودن در روایت هم قواعد خود را دارد که فیلمساز رعایت نکرده است و همین امر موجب می شود منطق روایی و داستانی فیلم شکل درست و محکمی نیابد و سوال های بسیاری را برای بیننده بی پاسخ باقی گذارد، این سوالات یا نباید از پایه مطرح می‌شدند و یا وقتی به هردلیلی در فیلم جاری می‌شود، رها کردن آنها صرفاً به کم‌کاری فیلمساز و ضعف فیلمنامه برمی‌گردد و لاغیر.

اینکه زن علی بعد از طلاق در خانه امیر چه میکند و اصولاً رابطه اش با نزدیک ترین دوست شوهرش چگونه و در چه حدی است؟ اینکه شخصیت زن به چه علت برای بردن تنها پسر بچه اش این همه اصرار دارد و با کوچکترین پیشنهاد نامزد تازه اش تصمیمش عوض می شود؟ اینکه چرا همه آدم ها آنقدر حالشان بد است و اساساً حضور شخصیت های فرعی مانند خواهر روان پریش؛ پدر منفعل؛ همکار بی خاصیت امیر و زن آرایشگر همسایه یا مستخدم آپارتمان (جبرئیل) چه کمکی به پیشرفت قصه می کنند و حضور یا عدم حضورشان چه میزان در بافت دراماتیک داستان تأثیر دارد ؟

فیلم امیر، تلاشی در درک و فهم وضعیت افسرده‌ای که آن را ترسیم ساخته نمی‌کند و درست مثل کاراکترهای بی هویت خود دچار ناتوانی است و این ابهامات نشان می دهند که فیلمساز بیش از حد گرفتار خلاقیتی که جرات کرده آن را در فیلم اول خود به کار ببرد شده و نتوانسته امیر را فراتر از چیزی که در ذهن خود بوده خلق کند.

فیلم امیر در شرایطی خود را مطرح می‌کند که مخاطبین آن، تحمل این تفاوت‌های بارز را ندارند و نحوه قرار گرفتن دوربین به شکلیست که فیلمساز خیال می‌کند سبک نوینی از مینی‌مالیسم را در فیلم خود جاری ساخته است و قاب‌ها به نحوی بسته‌شده‌اند که در ابتدای فیلم حتماً آزاردهنده به نظر می‌آید اما رفته رفته تماشاگر به آن عادت میکند، شبیه استفاده از چنین قاب تصاویری پیش‌تر در شاهکار این سبک مثل فیلم آیدا  (Ida/2013) اثر پاوو پاولیکوفسکی از سینمای لهستان یا در سریالی به نام آقای ربات (Mr.Robot) ساخته سَم اِسماعیل یا نمونه ی داخلی فیلم خفه گی ساخته فریدون جیرانی به چشم می‌خورد و نشانه‌های سینمای اکسپرسیونیستی را می‌شود در بسیاری از صحنه‌ها، که بیشتر بر فضا تاکید دارند تا شخصیت پیدا کرد.

از نکات خوب فیلم امیر میتوان به فضای بصری متکی بر رنگ بندی سرد و نورپردازی پرکنتراست و قاب بندی های شکیل و کاملا ًسینمایی فیلم و استفاده از دود و آلودگی شهر تهران به عنوان اِلمان آلودگی در زندگی شخصیت های فیلم از درگیری خانواده با فرزند روانی تا مصائب جدایی و بدبختیهای جنسی که از آرایشگاه به آسانسور منتقل میشود اشاره کرد.

نماهای اقلیما شاید چشم‌نواز باشد و فیلم را می‌توان یک تجربه بصری موفق خواند اما آنچه در این میان مفقودشده است، درام و قصه‌گویی است که در پس هنرنمایی‌های فیلمساز رنگ‌باخته است، فضاسازی سرد و افسرده حال و هوای فیلم در تمامی سکانس‌ها جاریست، تمامی عناصر صحنه از رنگ‌بندی و طراحی صحنه و لباس و حتی دکوپاژ‌ها در خدمت به جریان انداختن موج افسردگی در فیلم هستند، تم سرد و خاکستری رنگ‌ها و صحنه‌های موجود در نماها باعث شده که این جو به خوبی شکل بگیرد ولی اصرار بیش از حد کارگردان به وسیله پک‌های سیگار پی در پی شخصیت اصلی و سروکله زدن‌هایش با خانواده و سکوت بی‌معنا و اعصاب‌خردکنش و استفاده از موسیقی سافت راک در این بین، کار را لوث کرده و آن را تبدیل به فضای شبه روشنفکری کرده است.

در پایان علاوه بر قاب بندی های خوب فیلم باید به بازی خوب بازیگران فیلم امیر اشاره کرد که موفق عمل کرده اند از سحر دولتشاهی گرفته تا هادی کاظمی که  برای حضور در این فیلم، حدود ۹ ماه تمرین داشتند تا بازی آن‌ها با کارهای قبلی شان متفاوت باشد، سحر دولتشاهی با وجود حضور کوتاهش می‌درخشد، وی که برای بازی این نقش چندین ماه در کنار بیماران اسکیزوفرنی بوده به خوبی از پس نقش سخت خود برمی‌آید و از خود یک بازی تاثیرگذار ارائه می‌دهد و خوانش این بازیگر از نقش خواهر روان‌پریش امیر که به مشکلات خانواده‌ی او ختم می‌شود یکی از بهترین برداشت‌های یک بازیگر از نقشی کوتاه است که آن را از سادگی فیلمنامه در می‌آورد و به یک نقش‌آفرینی تاثیرگذار مبدل می‌سازد یا  بازی خوب میلاد کی مرام در نقش امیر که کنترل شده است تا خشم و عصبانیتش اگزجره نشود و هادی کاظمی در نقش جبرئیل ( کارگر ساختمان ) که رگه هایی از طنز در این فیلم سرد و بی روح را ایجاد میکند.

"امیر"

کارگردان : نیما اقلیما

تهیه‌کننده : سید ضیاء هاشمی

نویسنده : نیما اقلیما

بازیگران : میلاد کی‌مرام / هادی کاظمی / سحر دولتشاهی / مصطفی قدیری و ...

مدیر فیلمبرداری : ادیب سبحانی

صدابردار : امیر نوبخت

طراح چهره پردازی : ایمان امیدواری

طراح صحنه و لباس : سحر شهامت

تدوین : مستانه مهاجر

مدیر تولید : وحید مشاری

مجری طرح : پیمان جعفری

اخبار مرتبط

icon news

نمایش فیلم رضا در فرانسه

 فیلم رضا با بازی سحر دولتشاهی در فرانسه به نمایش درخواهد آمد. این فیلم اولین ساخته‌ ...

دیدگاه خود را بنویسید

icon news