اندیشه‌ای داریم به وسعت ایران
یک‌شنبه
یک‌شنبه 11 خرداد 1399
12 فروردین 1399 12 فروردین 1399
08:57 08:57

نوید محمدزاده و حامد بهداد بازیگران کم کار و موفق سال 1398

سال 1398 سال پرفراز و نشیبی برای سینما بود و بازیگران تمام تلاش خود را برای ماندگاری و نقش آفرینی بهتر انجام دادند، حال با پایان یافتن سال 1398 نوید محمد زاده و حامد بهداد با اینکه در تعداد انگشت شماری فیلم حضور یافتند، اما نقش آفرینی های متفاوت و قابل قبولی را از خود ایفا کردند.

به گزارش سلام نو، یک سال و این‌همه فیلم که گلچینش می شود «سرخپوست»، «متری شیش و نیم»، «قصر شیرین» و «مسخره‌باز».
بازیگرها هم که پر از بازی های تکراری. نقش هایی که چون جامه ای دوخته شده از تنشان به در نمی آید و با اینهمه دوتایشان خلاف عادت بودند و جامه ای دیگر و حتی جدید و نادیده به تن کردند اما نه روی آن لباس قبل.
نوید محمدزاده که همیشه فرودست و از کف خیابان برآمده بود و در این چندساله خوش درخشیده بود و مردم بازیگر گم شده شان را در او می جستند با دو نقش متفاوت در فراگردی خلاقانه حاضر شد و نشان داد که اگر چه جوان یاغی سینماست اما شورشش بی دلیل نبوده و فارغ از شخصیت برونگرا و آنارشیست می تواند در قالبهایی متفاوت تر از گذشته حاضر شود و درونگرایی ذاتی اش را نشان دهد. با اینهمه بر کسی پنهان نیست که او هر بار قسمتی از خودش را به نمایش می گذارد و ما از هیاهویی که همیشه در سطح محمدزاده می دیدیم به اندرونی پر ماجرایی کشانده می شدیم. قسمت‌های پنهانی که کارگردانها کشف نکرده اند بلکه او خود متناسب با داستانی که درونش قرار گرفته بروزشان می دهد.
نوید محمدزاده در متری شیش و نیم و سرخپوست در دو کالبد وجودی فارغ از گذشته این چندساله خود خوش درخشید و این شاید بزرگترین دستاورد بازیگری است که فقط چند سال است کار سینمایی اش را شروع کرده است. زورآزمایی هوشیارانه در متری شیش و نیم و شخصیتی چند لایه و درون زیست در سرخپوست شاهکاری است که از او در یک سال بر می آید.
حامد بهداد هم سکه ای است که در حین بازیگری می گردد و هر دو روی آن را می بینی گاه پس از چند چرخش و گاه آنی و دفعتا . تکامل از صفر تا صد در نود دقیقه بازی که به تاخت می رود و از نفس نمی افتد. قصر شیرین هم همین است. تحولی جاندار و پدرانه که غریزی است و او را از موجودی با عصبیت مفرط به کانونی گرم و با صفا مبدل می کند. همیشه می دانی که حامد بهداد در طول داستان چرخشی خواهد داشت. خلق لحظاتی که انگار آب سرد روی مخاطب می ریزد از پس لحظات انفجاری دیگی زودپز که صدای سوتش در آمده فقط کار اوست. گویی لحظه به لحظه بر سرعتش افزوده می شود و در لحظه ای که باید تصادف کند با چرخشی نرم جای بهشت را با دوزخ عوض می کند و عکسش البته صادق تر است.
از گردن کشی و خشونت و آب زیرکاهی قهرمانانه آس و پاس بازی های گذشته در قصرشیرین خبری نیست ما با چهره ای مسیحی از بهداد مواجهیم. این بازی یک بازگشت است. رجعت به جایگاه پدر. / سینما سینما

اخبار مرتبط

icon news

گریم جالب پریناز ایزدیار در فیلمی با حضور نوید محمدزاده+ عکس

 در صفحه مجازی فیلم «تفریق» تصویری از پریناز ایزدیار با گریمی عجیب منتشر شده است.

نقد سریال «دل» / زباله‌ای به نام «دل»

سریال «دل» به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه کنندگی جواد فرحانی در هفته های پایانی نمای...

نگاهی به نقش روشن دلان در سینمای ایران

نقش نابینایان در سینما یکی از نقش هایی است که در آن بازیگر می تواند به خوبی خود را مح...

نقش‌هایی که به صاحبانشان نرسیدند

بازیگری مقوله پیچیده ای دارد که برای مطرح شدن باید حتماً چاشنی شانس همراهت باشد، تا ب...

دیدگاه خود را بنویسید

icon news