اندیشه‌ای داریم به وسعت ایران

چهارشنبه
چهارشنبه 05 تیر 1398
07 اسفند 1397 07 اسفند 1397
11:34 11:34

بازی ایران در سطح بین المللی تغییر خواهد کرد

نظام جمهوری اسلامی ایران متوجه فشار گسترده اقتصادی به مردم ایران و سقوط سرمایه اجتماعی در ایران شده است. ادامه ی این فشار ها می تواند به نارضایتی های داخلی بیانجامد و کار را به مراتب دشوار تر خواهد کرد. احساس می شود کاسه ی صبر حکومت لبریز شده و فرصت مذاکره پایان یافته است.عوض شدن وزیر امور خارجه ایران، دکتر محمد جواد ظریف که نماد مذاکره در سطح بین الملل و برقراری ارتباط با جهانیان بود، اعلام پایان یافتن فرصت به آمریکا و اروپاست.

محمدرضا حسینی

کارشناس اقتصادی

روز دوشنبه ششمین روز از اسفند ماه سال 1397 محمد جواد ظریف در پیامی ضمن تبریک روز ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و روز زن، استعفای خود را از وزارت امور خارجه اعلام نمود. ایشان ناتوانی برای ادامه خدمت به مردم شریف ایران را علت استعفای خود بیان نموده اند. همزمان در این روز، بشار اسد  رییس جمهور سوریه نیز در سفری سر زده به ایران آمد و با مقام معظم رهبری دیدار کرد . در این دیدار وزیر امور خارجه ایران، محمد جواد ظریف حضور نداشت.

تحلیل بنده از استعفای آقای دکتر ظریف خستگی و ناتوانی ایشان از ادامه کار نیست، بلکه تعویض تیم بین الملل ایران نشان دهنده تغییر بازی ایران در عرصه بین الملل می باشد. به عبارتی می توان گفت ایران با فرصتی یک ساله به ترامپ، استراتژی خود را بعد از 6 سال در حوزه بین الملل عوض کرد.

یک سال تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا زمان باقیست و در صورتی که ترامپ نتواند در این مدت بر سر موضوع ایران به توافقی برسد و بلکه مذاکره ای رو در رو با مقامات ایرانی انجام دهد، انتخابات را به حزب دموکرات خواهد باخت و البته که بر همگان روشن است که اولین کاری که دموکرات ها خواهند کرد، بازگشت به برجام است. بنا براین مذاکره با ایران به یک نیاز برای حزب جمهوری خواه آمریکا تبدیل شده است و این حزب برای ماندن در صحنه سیاست احتیاج شدیدی به یک مذاکره، ولو بی نتیجه، با ایران دارد. همانگونه که این نیاز را در قبال کره شمالی حس می کرد و با انداختن تنها چند عکس یادگاری بی نتیجه، آنرا بر طرف نمود. امروز مساله ایران برای آمریکا بسیار حاد تر و پرخطر تر از کره شمالی است. ایران به خط کش خاور میانه تبدیل شده است. مساله ایران بقا و یا نابودی اتحادیه عرب است. ایران به راحتی قدرت بهم ریختن نقشه ی سیاسی خاورمیانه را دارد. اینها واقعیت های انکار نشدنی امروز ماست.

نظام برای رسیدن به برجام هزینه های زیادی را تقبل کرد و دولت اقای روحانی تمام توان و انرژی خود را صرف این موضوع کرد و برجام مهمترین دستاور دولت یازدهم به شمار می آمد.این دستاورد به تنهایی می توانست سرنوشت احزاب در ایران را دستخوش تغییر کند و اگر برجام اجرا می شد، شاهد گشایش های اقتصادی قابل توجهی می بودیم. اما آنچه رخ داد، برخلاف انتظار بود. آقای ترامپ با شعار ایران ستیزی و پاره کردن برجام بر سر کار آمد و در نهایت هم این کار را انجام داد. آمریکا علی رغم مخالفت اروپا، به صورت یک طرفه از برجام خارج شد و تحریم های بی سابقه خود را از 5 نوامبر سال 2018 میلادی برایران اعمال کرد. دولت ایران توقع حمایت های شدید تری از اروپا داشت و چشم امید به کانال مالی جدیدی بود که قرار بود برای خنثی کردن اثر تحریم ها ایجاد شود، اما گویا اروپا هیچ نقش مستقلی نداشت و در نهایت اینستکس که ابزاری به غایت ناکارا و بی استفاده بود بوجود آمد. ایران حالا پس از قریب به یک سال مهلتی که به جامعه جهانی داد، باید پاسخ این بد قولی ها را می داد.

نظام جمهوری اسلامی ایران متوجه فشار گسترده اقتصادی به مردم ایران و سقوط سرمایه اجتماعی در ایران شده است. ادامه ی این فشار ها می تواند به نارضایتی های داخلی بیانجامد و کار را به مراتب دشوار تر خواهد کرد. احساس می شود کاسه ی صبر حکومت لبریز شده و فرصت مذاکره پایان یافته است.عوض شدن وزیر امور خارجه ایران، دکتر محمد جواد ظریف که نماد مذاکره در سطح بین الملل و برقراری ارتباط با جهانیان بود، اعلام پایان یافتن فرصت به آمریکا و اروپاست.

به عبارتی ایران با این تغییر مدیریتی اعلام کرد که فرصت سوزی در سطح بین المللی رخ داده و استراتژی ایران از امروز متفاوت خواهد بود. وزیر امور خارجه ی بعدی ایران مردی از جنس سعید جلیلی خواهد بود که البته این تغییر تاکتیکی در این برهه از زمان بسیار هوشمندانه به نظر می رسد.

دیدگاه خود را بنویسید

icon news