اندیشه‌ای داریم به وسعت ایران
سه‌شنبه
سه‌شنبه 26 شهریور 1398
27 مرداد 1398 27 مرداد 1398
11:37 11:37

مردم و خشونت

وقتی به سراغ شناخت ارزیابی مردم از خشونت میرویم، در هر سطح دو لایه را میتوان بررسی کرد: یکی، ارزیابی از وضع موجود و دیگری ارزیابی از وضع مطلوب. در بحث خشونت ساختاری، یعنی آنجا که به خشونت در سطح کلان و نیز خشونت نظام سیاسی میپردازیم، این تفاوت را میتوان از پیمایشهای ملی به دست آورد.

حسین نوری نیا

جامعه‌شناس

خشونت به عنوان کنشی انسانی که استفاده از زور یا سوء استفاده از قدرت در آن نهفته است و به دو شیوهی محسوس و غیرمحسوس بروز مییابد، آثار و نتایج و پیامدهای مخربی را در فرایند رشد(در سطح فرد و جامعه) به همراه دارد و به بازدارندگی رشد یا نقص و انحراف آن منتهی میشود، مانند آسیبهای جسمی، روحی و روانی، تضعیف یا تخفیف قابلیتها و محرومیت از امکان دستیابی به موقعیتهای بهتر در زندگی، که همهی آنها به نحوی فرایند رشد فردی یا رشد جامعه را با اختلال مواجه میکنند. خشونت را میتوان در سه سطح شناسایی کرد و مورد بحث قرار داد؛ سطح خرد (شامل خشونتهای فردی و بین فردی؛ مانند خودکشی، قتل و تجاوز، بددهنی، قهر، تبعیض و ...)، سطح میانی(شامل خشونتهای خانوادگی، رفتارهای تند سازمانی، نزاعهای گروهی و ...) و سطح کلان(شامل خشونت ساختاری و جایگیر شده در روابط نهادی مانند فقر و تبعیض و انواع محرومیتهای اجتماعی و نیز ناشی از عملکرد نظام سیاسی در مواجهه با مخالفان).
وقتی به سراغ شناخت ارزیابی مردم از خشونت میرویم، در هر سطح دو لایه را میتوان بررسی کرد: یکی، ارزیابی از وضع موجود و دیگری ارزیابی از وضع مطلوب. در بحث خشونت ساختاری، یعنی آنجا که به خشونت در سطح کلان و نیز خشونت نظام سیاسی میپردازیم، این تفاوت را میتوان از پیمایشهای ملی به دست آورد.

احساس آزادی را می‌توان نمادی از ارزیابی از خشونت ساختاری دانست؛ در پیمایش سوم ارزشها و نگرشهای ایرانیان (۱۳۹۴) وقتی از پاسخگویان پرسیده شد: «مردم میترسند از حکومت انتقاد کنند»، ۴۵/۶ درصد با این گویه موافق و ۲۱/۲ درصد مخالف بودند. یک سوم از پاسخگویان نیز نه موافق بودند و نه مخالف که به نظر میرسد پاسخهای محافظه‌کارانه در آن جای گرفته‌اند و احتمالاً بخش قابل توجهی از آن کسانی باشند که با این گویه موافق هستند. به هر صورت، نسبت موافقان به مخالفان حدود ۲ است؛ یعنی در مقابل هر یک نفری که مخالف این ایده است که مردم میترسند از حکومت انتقاد کنند، ۲ نفر با این نظر موافق هستند و بر این ترس تأکید دارند. حال اگر نسبت بین افراد کاملاً موافق به کاملاً مخالف را به دست آوریم، خواهیم دید که در مقابل هر ۲ نفری که با این گویه کاملاً مخالف هستند، ۷ نفر با آن کاملاً موافقت دارند؛ یعنی کسانی که ارزیابی قاطعتری دارند، ترس بیشتری از مخالفت و انتقاد از حکومت نیز دارند. همچنین این احساس در بین جوانان(۴۸/۵ درصد موافق) و نیز افراد با تحصیلات دانشگاهی (۴۸/۸ درصد موافق) ـ که علی‌القاعده از تجهیز شناختی بیشتری برخوردار هستند ـ قویتر است.

حال اگر نکته نخست را بپذیریم که احساس آزادی نمادی از خشونت ساختاری است، میتوان دریافت که ایرانیان، خشونت ساختاری را به میزانی میبینند که از انتقاد نسبت به حکومت ترس داشته باشند. اما نکته-ی جالب آن که میل به خشونت ساختاری در بین ایرانیان پایین است. یافته‌های موج دوم پیمایش فرهنگ سیاسی مردم ایران (مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران، ۱۳۹۷) نشان میدهد که میل به خشونت ساختاری در بین ایرانیان بسیار پایین است. در این پیمایش ۴ گویه به شرح زیر به ارزیابی پاسخگویان گذاشته شد.
۱- اگر گروهی از مردم در اعتراض به چیزی تظاهرات کنند، پلیس حق دارد با خشونت آنها را سرکوب کند.
۲- باید به دولت اختیارات بیشتری برای سرکوب و از بین بردن کسانی که با دولت موافق نیستند داده شود.
۳- اگر کسی مشکوک به انجام جرمی باشد، پلیس حق دارد با کتک از او اعتراف بگیرد.
۴- مجازات مجرمان جلوی چشم همهی مردم برای پیشگیری از جرم و ادارهی جامعه ضروری است.

نتایج نشان میدهد که میانگین شاخص میل به خشونت ۳۳ از ۱۰۰ است که از حد وسط شاخص (یعنی ۵۰) نیز کمتر است. میانگین این شاخص در پیمایش سال ۱۳۸۴ برابر با ۳۱/۵ بود. میل به خشونت در بین مردان و زنان یکسان است و تفاوت معنادار نیست، ولی در بین گروههای سنی پایین، میل به خشونت اندکی کمتر است؛ میانگین میل به خشونت افراد بالای ۵۰ سال ۳۸ و میانگین افراد ۱۸ تا ۲۹ سال ۳۰ به دست آمد. با در نظر گرفتن سطح تحصیلات نیز ملاحظه میشود که با افزایش تحصیلات میل به خشونت کمتر میشود.
وقتی این دو یافته را کنار یکدیگر میگذاریم، از یک سو ملاحظه میشود که بین میل به خشونت ساختاری، با ارزیابی از خشونت ساختاری تفاوت وجود دارد؛ به طوری که ارزیابی از خشونت ساختاری منفیتر از میل به خشونت ساختاری است و چنین به نظر میرسد که مردم خواهان تسامح و رواداری بیشتر حکومت با مخالفان و منتقدان خود هستند. از سوی دیگر، این شکاف بین نسلهای جدیدتر و نیز تحصیلکردگان بیش از نسلهای قدیمی و افراد با تحصیلات پایینتر است. بنابراین، روند میل به عدم خشونت ساختاری در ایران با توجه به افزایش تحصیلات عالی و حضور اجتماعی نسل جدید، فزونی خواهد یافت.

دیدگاه خود را بنویسید

icon news