اندیشه‌ای داریم به وسعت ایران
یک‌شنبه
یک‌شنبه 24 آذر 1398
13 مهر 1398 13 مهر 1398
11:02 11:02

تله بنیانگذار مسبب آنتروپی اجتماعی

در واقع بی نظمی های ساده را نباید به منزله بالا رفتن آنتروپی جامعه به حساب بیاوریم بلکه آنتروپی بالا شامل بی ثباتی ها و تنش های مکرر و غیر قابل کنترل است . در واقع افزایش هرج و مرج ها ، ناهنجاری ها ، تصادفات ، زندانی ها ، اعتیاد و ... همگی نشانه های افزایش آنتروپی جامعه هستند .

فراز صادقی‌مقدم

فعال سیاسی اصلاح‌طلب



هر نظام سیاسی همواره مراحل مختلفی را از آغاز تا پایان پشت سر می گذارد ، یکی از چالش های اساسی در طی این مراحل برای کشور های در حال توسعه چالشی تحت عنوان تله بنیانگذار است که در صورت عدم کنترل به موقع ، مسبب آنتروپی اجتماعی می گردد .

با توجه به ساختار نظام سیاسی ایران در طول چهل سال گذشته ما همواره با مشکلات عدیده اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی متنوعی روبرو بوده ایم که به نظر می رسد حل آن به سادگی در کوتاه مدت و بدون عزم ملی و مشارکت فراگیر تمام طیف های سیاسی کشور امکان پذیر نیست .

در واقع باید گفت دولت جمهوری اسلامی ایران نوعی از حکومت های ابدائی یا تاسیسی است که بر اساس یک اقدام مشخص و یک طرح اولیه پدیدار شده است .


لازم به یادآوری است که نظام های ابدائی یا تاسیسی معمولا حاصل انقلاب ، تجزیه ، کودتا و نظایر این ها هستند که دو ویژگی سرعت در تصمیم گیری و اقدام و اتخاذ تصمیمات آرمانی و احساسی بدون عقلانیت لازم در آن ها بسیار مشهود است .

در زمانی ‌که یک نظام سیاسی در مرحله رشد و توسعه قرار می گیرد معمولا نیروهای کارآمد و خلاق در آن جای می گیرند که این نیروها زمینه رشد و توسعه هر چه بیشتر نظام سیاسی را فراهم می کنند و به آن سرعت می بخشند اما یکی از اتفاقاتی که در این اثنا می افتد این است که نظام سیاسی دارای افکار ، ایدئولوژی و چارچوب جدیدی برای خود می شود که اینجا دقیقا نقطه آغاز تناقص ها است .

با توجه به این تغییرات است که نظام سیاسی می خواهد به سمت و سویی جدید برود اما مدیرانی که همان بنیانگذاران آن هستند می خواهند نظام سیاسی به راهی برود که در ابتدا برایش تعریف شده بود و همانگونه اداره شود که تا کنون اداره می شده است و این به هیچ عنوان امکان پذیر نیست ، اتفاقی که در این رابطه می افتد این است که گرفتار آمدن در این تله باعث می شود تا نیروهای تازه نفس و خلاق نتوانتد به مطالبات تازه پاسخ دهند و همواره پاسخ مطالبات جدید در گذشته داده می شود ، که این مهم مانع رشد ، توسعه و بلوغ نظام سیاسی می شود پس به طور کلی باید گفت تله بنیانگذار عموما در زمان انتقال از مرحله رشد به بلوغ و در صورت عدم انعطاف پذیری بنیانگذاران اتفاق می افتد و منظور از بلوغ مرحله ای است که نظام سیاسی و اجتماعی توانایی لازم را در پاسخ به مطالبات تازه مستقل از ذهن بنیانگذاران دارد ؛ به طور خلاصه می توان گفت هیچ بنیانگذاری توانایی ارائه نسخه ای برای همیشه را ندارند لذا بهترین راه حل این است که بنیانگذاران خود را با تحولاتی که اتفاق می افتد بتوانند همراه کنند که در این صورت می توان به آینده آن نظام سیاسی امیدوار بود و با قطعیت می توان گفت آن سیستم از پس بزرگترین بحران ها و چالش ها بر می آید .

بنیانگذاران اگر باور مطلقی به همه آرا و افکار خود داشته باشند و یا همواره نگران از دست دادن اقتدار مطلق خود باشند و یا نوعی دشمن هراسی در آن ها وجود داشته باشد اجازه بروز و ظهور هیچ گونه آراء متضادی را نمی دهند و در این صورت مانع مشارکت دیگر اذهان خواهند شد و مستمرا با پیش پنداشت های خود جامعه را اداره خواهند کرد .

حال چنانچه این نگرش به گروه های حامی و پیرو بنیانگذار هم سرایت کند نسل های بعدی هم در همان تله ادامه مسیر خواهند داد و تغییر نسل نیز کمکی به رشد و توسعه یک جامعه و نظام سیاسی آن نمی کند ؛ در واقع اقتدار گرایی و انحصار طلبی ، دیگری هراسی و دشمن پنداری ، ترس از دست دادن داشته ها ، دور ماندن از مشارکت جمعی ، رواج خشونت گرایی و شدت بخشیدن به تنش های اجتماعی و در مجموع دور ماندن از قانون گرایی و حاکمیت قدرت به جای قانون از موارد نشان دهنده وجود طولانی مدت تله بنیانگذار در نظام سیاسی و اجتماعی یک کشور است که منجر به آنتروپی افسار گسیخته شده است .

بنابراین باید گفت تله بنیانگذار محدودیتی در رشد و توسعه است و می تواند جلوی رشد سیاسی و اجتماعی را برای توسعه بگیرد.

در زمانی که یک نظام سیاسی در تله بنیان گذار گیر افتاده است همان طور که مشخص است جامعه دو قطبی می شود و این تضاد ها در صورت تداوم می تواند نهایتا موجب اتفاقات بدی برای آن نظام سیاسی شود چرا که به دلیل تقلای دو قطب مخالف ، آنتروپی جامعه شروع به افزایش می کند و اگر این آنتروپی رو به افزایش جامعه به موقع مدیریت نشود حوادث ویرانگری را به دنبال خواهد داشت که نتیجه ای جز فروپاشی سیاسی و اجتماعی نخواهد داشت .

در واقع بی نظمی های ساده را نباید به منزله بالا رفتن آنتروپی جامعه به حساب بیاوریم بلکه آنتروپی بالا شامل بی ثباتی ها و تنش های مکرر و غیر قابل کنترل است . در واقع افزایش هرج و مرج ها ، ناهنجاری ها ، تصادفات ، زندانی ها ، اعتیاد و ... همگی نشانه های افزایش آنتروپی جامعه هستند .


اگر به تاریخ رجوع کنیم متوجه میزان نقش آنتروپی بالا یک جامعه در فروپاشی یک نظام سیاسی مثل اتحاد جماهیر شوروی خواهیم شد ؛ به طور قطع همه ما می دانیم سرانجام خوشی برای نظام های سیاسی بسته وجود ندارد چرا که عملکرد این نظام های سیاسی بسته نتیجه ای جز بالا رفتن آنتروپی یک جامعه ندارد .

برای خروج از تله بنیانگذار چهار راه حل پیشنهاد می شود : رفتار عقلانی بنیانگذاران و رهبران برای گرفتن تصمیمات جدید ؛ رخ دادن یک حادثه تاریخی پیش بینی نشده مثل وقوع جنگ ، بازنشستگی ، مرگ یا بلایای طبیعی ؛ کمک خارجی و تزریق پول های کلان برای ادامه حیات و در نهایت همه این راه حل ها تنها در صورتی کاربرد دارد که نظام سیاسی به طور مستمر و فراگیر با تله بنیانگذار درگیر نبوده باشد و آنتروپی جامعه تحت کنترل مستمر نظام سیاسی بوده باشد .

اکنون که بخش اعظم منابع کشور وارد وضعیت بحرانی شده است و درآمد اندک نفت نمی تواند گره ای از بحران های اقتصادی باز کند و درگیر تحریم های غیر منطقی و یکجانبه ایالات متحده آمریکا است و از طرفی کشور با بیکاری فزاینده و بیش از یازده میلیون حاشیه نشین رو به رو است و امواجی از مشکلات زیست محیطی ، بیماری و ناهنجاری های فرهنگی و تخریب سرمایه های اجتماعی ما را فرا گرفته است ، دیگر وقت آن رسیده که عاقلان تمامی جناح های سیاسی کشور همت ، همفکری و همکاری کنند تا کشور از تله بنیانگذار و به سبب آن آنتروپی اجتماعی خارج شود ، شاید هنوز فرصت باشد .

در نهایت باید به این نکته اشاره کرد که در دنیا کشور های بسیاری در تله بنیانگذار اسیر شده اند و تا زمانی که نتوانستند خود را از آن رها کنند به تبع نتوانستند رشد کنند ، در واقع یک کشور تا زمانی می تواند در شرایط تله بنیانگذار به حیات خود ادامه دهد که دنیای بیرون از خودش تحول و تکاملی نداشته باشد و یا اینکه حمایت اقتصادی داشته باشد.

در آخر به این نتیجه می رسیم که اساسا بنیانگذاران که انسان هایی بزرگ و ارزشمند در ایجاد و تاسیس هستند الزاما دارای توانایی های لازم برای ادامه کار ، آن طور که باید نیستند و نمی توانند نظام سیاسی را قادر به پاسخگویی به مطالبات تازه و پیچیده عموم جامعه نمایند .

لذا می طلبد تا با حفظ رویه انتقادی نسبت به وضع موجود و گذشته همواره در اعتلای آنچه که داریم بکوشیم و فقط در این صورت است که از تله هایی که خود مسئول آن ها هستیم در امان خواهیم ماند و به رشد و توسعه نزدیک می شویم .

دیدگاه خود را بنویسید

icon news